الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

20

رسالت عاشورايى (فارسى)

نزديك است اما به چيزى چسبيده نيست ، دور است اما دورى نجسته ( دورى و نزديكى خداوند مانند دورى و نزديكى موجودات ديگر نيست . دورى و نزديكى او با حواس مادى قابل درك نمىباشد ) او يگانه است و تبعيض ، تجزيه و تركيب در او راه ندارند ، و به نشانه‌ها شناخته شده و به علامت‌ها وصف گرديده است ؛ غير از خداوند بزرگ و بلند مرتبه ، خدايى نيست . ابن ازرق گريست و گفت : « ما احْسَنَ كَلامَكَ » ؛ چقدر نيكو است كلام تو ! امام حسين عليه السلام فرمود : « به من رسيده كه تو بر پدر و برادرم و بر من گواهى به كفر مىدهى ! » ابن ازرق گفت : « امّا وَاللهِ يا حُسَيْنُ لَئِنْ كانَ ذلِكَ لَقَدْ كُنْتُمْ مَنارَ الاسْلامِ وَ نُجُومَ الاحْكامِ » ؛ يا حسين ! اگر اين ناسزا از من صادر شده ، به خدا سوگند ! به يقين ، شما چراغ اسلام و ستارگان احكام خداييد . « 1 » يعنى مردم بايد از انوار علوم و معارف شما روشنى بجويند و در تاريكىها به ستاره‌هاى وجود شما هدايت گردند . امام حسين عليه السلام ، شمع بزم عالمان ابن كثير در كتاب خود آورده است : « امام حسين عليه السلام و ابن زبير از مدينه به سوى مكه بيرون شدند و در مكه اقامت گزيدند . امام حسين عليه السلام مورد توجه مردم قرار گرفت . آنها به سوى او مىآمدند در اطراف او مىنشستند

--> ( 1 ) . سمو المعني ؛ ص 148 ؛ به نقل از تاريخ دمشق ؛ ج 4 ، ص 323 .